خرید بک لینک

درباره سایت

130

امکانات وب

+ هر کدام از ما گمان می کنیم که در دنیایی زندگی می کنیم که بر آن تنها یک زمان حاکم است. ولی از یاد می بریم که در درون ما زمان های بی شماری جای دارند. در این کتاب هر کدام از این زمان ها به تنهایی دنیایی را به وجود می آورند. این دنیاها که غیر واقعی به نظر می آیند، هرکدام جزیی از زندگیِ درونی ما را تشکیل می دهند. زیرا هر کدام از ما روزی احساس کرده است که در دنیایی زندگی می کند که فردایی ندارد. یا در دنیایی که فقط بر روی یک گذشته و یک خاطره بنا شده است، یا حتی در دنیایی که زندانی نظم و ضبط ساعت است.

+ زمان چهره های متفاوتی دارد. ما تنها به یک چهره اش عادت کرده ایم و با آن زندگی می کنیم. ولی در افکارمان، در رؤیاها و خیالاتمان چهره های دیگرش را می بینیم.

+ مجسم کنید که زمان دایره ای باشد که به روی خودش بسته شده است. دنیا تا بی نهایت، عیناً تکرار می شود. بیشتر مردم نمی دانند دوباره زندگیشان را از سر خواهند گرفت. در دنیایی که زمان در آن دایره ای است، هر دست دادنی، هر بوسه ای، هر تولیدی، هر کلامی دوباره عیناً تکرار خواهد شد. همان طور که همه چیز در آینده تکرار خواهد شد، هر چیزی که امروز اتفاق می افتد، یک میلیون بار دیگر اتفاق خواهد افتاد.

+ وقتی مسافری که از آینده آمده است باید حرف بزند، به جای حرف زدن فقط ناله می کند. فقط صداهای عذاب دهنده از دهانش بیرون می آید. او پر از اضطراب است، زیرا اگر کوچکترین تغییری در چیزی بدهد، می تواند آینده را از بین ببرد. مجبور است وقایع را همراهی کند، بدون این که در آن ها سهیم باشد، بدون این که بتواند عوضشان کند. او به کسانی که در زمان خودشان هستند و می توانند آن طور که می خواهند رفتار کنند، آینده را فراموش کنند و از اهمیت اعمالشان بی اطلاع باشند، غبطه می خورد. به بخار بی حرکتی می ماند و هم چون شبح و هم چون کفن بدون روان است. تمام ارزش های انسانی اش را از دست داده است. او زندانی زمان است.

+ مصیبت این دنیا این است که هیچ کس خوشبخت نیست، چه به دورانی غم آلود و چه به دورانی شاد پیوسته باشد. مصیبت دنیا در این است که هرکسی تنهاست. برای این که نمی توان زندگی ای را که به گذشته تعلق دارد، با امروز تقسیم کرد. هرکسی که به زمان پیوسته باشد، به تنهاییش پیوسته است.

+ در این دنیا، گذشت زمان، عامل نظم است، نظام قانون طبیعت است، مفهوم تحول جهانی است، راهنمای کیهانی است. اگر زمان را تیری باشد، این تیر به سوی نظم نشانه گرفته شده است. آینده "ساخت" است، برنامه ریزی است، تجمع و همبستگی است. گذشته تصادف، آشفتگی، عدم کمال و پراکندگی را نشان می دهد. فلاسفه ثابت کرده اند که اگر تحول زمان به سوی نظم نباشد، معنای زمان از دست خواهد رفت. آینده با گذشته در هم می آمیزد، هر بخشی از یک ماجرا، هم چون صحنه های غیر مترقبه ای خواهند بود که از هزاران داستان بیرون کشیده باشند. تاریخ همچون مه غلیظی که به آرامی در سر درخت ها روی هم انباشته می شود، مبهم خواهد ماند.

+ دنیای بدون حافظه دنیای حال است. گذشته فقط در کتاب ها و مدارک وجود دارد. هرکس برای این که خود را بشناسد، کتاب زندگی خود را حمل میکند و در آن تاریخ هستی اش را می نویسد. هر روز با خواندن صفحات آن در می یابد که پدر و مادرش کی هستند، در خانواده بالا یا پایین اجتماع به دنیا آمده است، در تحصیلاتش موفق بوده است یا نه، آیا در زندگی اش کاری را به انجام رسانده است. هرکس بدون کتاب زندگی اش، فقط یک کلیشه است. یک تصویر دو بعدی است، یک شبح است. با گذشت زمان کتاب زندگی آنقدر پر حجم می شود که دیگر امکان ندارد بتوان آن را به طور کامل خواند. پس باید انتخاب کرد. میانسالان میتوانند اوایل کتاب زندگی را بخوانند تا بدانند در جوانیشان چه کسی بودند یا اواخر کتاب را برای این که بدانند چه بر سرشان خواهد آمد.

+ به چه درد می خورد که حال را ادامه داد، در حالی که آینده دیده شده است؟

+ در دنیایی که آینده از قبل تعیین شده باشد، زندگی یک ردیف بی پایان از اتاق هایی است که هر لحظه یکی از آن ها روشن می شود. بعدی تاریک ولی از قبل آماده است. ما از یکی به دیگری می رویم، نگاهی به آن که روشن است و زمان حال را نشان می دهد می اندازیم و راهمان را ادامه می دهیم. اتاق هایی را که جلویمان قرار دارند را نمی شناسیم ولی می دانیم که نمیتوانیم عوضشان بکنیم. ما تماشاگر زندگیمان هستیم.

+ در دنیایی که آینده از قبل تعیین شده است، خوب و بد نمی توانند وجود داشته باشند. برای خوبی و بدی، باید آزادی انتخاب داشت ولی اگر هر عملی از قبل تعیین شده است، آزادی انتخاب نمی تواند وجود داشته باشد. در چنین دنیایی، هیچ کس مسئول نیست.

| رؤیاهای انیشتن - آلن لایتمن ( ترجمه مهتاب مظلومان ) |

1398/5/31+

برچسب: نویسنده: کیان شریعتی تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:51

صفحه بندی