+مرده ها تا مدت ها بعد از رفتنشان سر میزهای ما می نشینند.
+احساس می کنید دری آهنی را قفل کرده اند، شما به در مشت می کوبید، اما آن ها اصلا صدایتان را نمی شنوند و نشنیده شدن صدایتان اولین مرحله ی قطع امید است، و قطع امید اولین مرحله ی خودکشی است. پس سعی کردم خودم را بکشم. نه به خاطر این که چه فایده ای دارد؟ بلکه بیشتر به خاطر این که چه فرقی می کند؟
+یکی از تصورات غلط من این بود که آنچه را بودم دوست داشتم، چون او دوستم داشت. با مردن او آن فکر هم مرد.
| یک روز دیگر - میچ آلبوم(گیتا گرگانی) |
JuDy |
برچسب:
نویسنده: کیان شریعتی